پنل مهمان
نام کاربری ذخيره شود؟ - گذواژه خود را فراموش کرده اید؟
گذرواژه‌
 -   عضویت  

مهمان گرامي به تالار گفتمان سهند خوش آمديد.

- شما در حال مشاهده انجمن به صورت مهمان هستيد که در اين حالت دسترسي هاي لازم براي استفاده کامل را نداريد. با عضويت رايگان شما قادر به مشارکت در بحث ها , دانلود فايل ها , ارسال مطلب و نظرخواهي و ... خواهيد شد. مراحل ثبت نام آسان و سريع مي باشد , همين حالا ثبت نام کنيد!

- اگر کلمه عبور خود را فراموش کرده ايد آن را بازيابي كنيد.

- اگر در مراحل ثبت نام يا ورود به انجمن با مشکل مواجه شديد با ایمیل [email protected] تماس بگيريد.





زن در دوره صفویه
زمان کنونی: ۱۳۹۳/۴/۱۹ , ۱۳:۰۰

نویسنده: کوروش بزرگ
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
پاسخ: 1
بازدید: 196

ارسال پاسخ 

زن در دوره صفویه

*****
به دلیل حضور کمرنگ بازنشسته شد
آواتار کوروش بزرگ
مدیران بازنشسته
شماره کاربری : 113
محل سکونت : پل دختر
آفلاین
ارسال‌ها: 2,409
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰/۷/۱۵
اعتبار: 1
سپاس ها 399
سپاس شده 346 بار در 296 ارسال
امتیاز: 268
جنسیت : پسر
حالت من : Maghze Motefakker
مرورگر کوروش بزرگ-سیستم عامل کوروش بزرگ

ارسال: #1
زن در دوره صفویه
در دوران صفویه، آزادی اجتماعی زنان در هر دوره، در زمان فرمانروائی هر پادشاه، و در بین هر قبیله و مذهب به گونه ای ویژه ای بود و هر یک از پادشاهان صفوی به خواست و اراده شخصی خود به زن آزادی دادند.در زمان پادشاهی شاه اسماعیل اول، قوانین و فرمان شاه در مورد زندگی اجتماعی زنان بسیار سخت اجرا می شد. آنگاه که شاه شهر و دیاری را زیر فرمان می گرفت، برای استواری قدرت خود ، به کشتار همگانی شهروندان به ویژه زنان می پرداخت تا آنجا که از کشتار زنان باردار هم خودداری نمی کرد.
پایه گذار دودمان صفویه شاه اسماعیل اول از خاندان شیخ صفی الدین اردبیلی، صوفی و پیشوای بزرگ اهل عرفان بود. شاه اسماعیل در سال 892 هجری به دنیا آمد و هنگامیکه پدرش شیخ حیدر ازنواده های شیخ صفی  الدین، در جنگ با آق قوینلو کشته شد، یکساله بود. کودک یکساله همراه دو برادر به اسارت دشمن در آمد و به استخر تبعید شد. در چهارده سالگی با کمک سران نه قبیله که در گوشه و کنار ایران فرمانروایی می  کردند*به آذربایجان آمد و در تبریز به نام شاه اسماعیل تاج گذاری کرد(907 هجری برابر با 1486 پس از زایش مسیح).
دوران پادشاهی صفویه از چند نکته در سرنوشت ملت ایران و زن ایرانی اهمیت دارد.

1) پس از چیرگی اعراب و گسترش اسلام در ایران، کشور پهناوری که درزمان ساسانیان یکپارچه و با دولت مرکزی اداره می شد، تکه تکه شد و هر بخش به دست فرمانروائی خودمختار افتاد. تنها زبان فارسی و لهجه  های مختلف و نیز آداب و سنن ایرانی که هرگز فراموش نشده، ایرانیان را به یکدیگر پیوند می داد. اولین برتری شاه های صفوی بر دیگر حکمفرمایان پس از اسلام، یکپارچگی ملی ایران بود که با تشکیل دولت مرکزی صورت گرفت.

2) شاه اسماعیل بر آن شد که مذهب شیعه را مذهب رسمی ایران بداند و آنگاه که رهبران شیعه کوشیدند که او را از این کار باز دارندچنین گفت:«مرا به این کار باز داشتند و خدای عالم با حضرت ائمه معصومین همراه هستند و من از هیچکس باک ندارم.به توفیق الله تعالی اگررعیت حرفی بگویند، شمشیر میکشم و یک نفر رازنده نمی گذارم.»1
بدین روی مذهب شیعه در سال 907 هجری دین رسمی کشور شد و صفویه توانستند با این دین نوین ایران را از یورشهای پی در پی خانان ازبک و عثمانیها حفظ کنند.

3) گسترش و پیشرفت صنایع ایران در زمان صفویه است که بناها و زیبائی و شگفتیهای فرآورده های دستهای هنرمندان آن دوران تا کنون زبان زد تاریخ و مردم است.
در دوران صفویه، آزادی اجتماعی زنان در هر دوره، در زمان فرمانروائی هر پادشاه، و در بین هر قبیله و مذهب به گونهای ویژه ای بود و هر یک از پادشاهان صفوی به خواست و اراده شخصی خود به زن آزادی دادند.در زمان پادشاهی شاه اسماعیل اول، قوانین و فرمان شاه در مورد زندگی اجتماعی زنان بسیار سخت اجرا می شد. آنگاه که شاه شهر و دیاری را زیر فرمان می گرفت، برای استواری قدرت خود ، به کشتار همگانی شهروندان به ویژه زنان می پرداخت تا آنجا که از کشتار زنان باردار هم خودداری نمی کرد. نمونه ای از این سخت دلی او در تبریز بود که سیصد زن روسپی را به صف در آورد و هر یک را دو نیمه کرد. شاه اسماعیل این بی حرمتی به زنان را با مادر خود نیز به اجرا در آورد. بدینصورت که به فرمان او، مادرش مارتا را به جرم اینکه پس از کشته شدن شیخ حیدر ، پدر اسماعیل به پیوند زناشویی یکی از امیران در آمده بود، در برابرش سر بریدند چنانکه لرد استانلی در سفر نامه «ونیزیان» می گوید:«گمان نمی روداز زمان نرون تاکنون چنین ستمکار خون آشامی به جهان آمده باشد.»
در زمان پادشاهی شاه طهماسب، پسر شاه اسماعیل در حقوق اجتماعی زنان دگرگونی چشمگیری صورت نگرفت. شاه طهماسب بسیار متعصب بود، بر این روی زنان ایرانی بایستی خانه نشین بودند تا آنجا که زنها بسیار سالـخورده نیز جز به هنگام ضرورت از خانه خارج نمی شدند. این ستمگری و کنترل در زندگی اجتماعی زنان در هفتاد ماده بصورت قانون اجرا و پیگیری می شد. روی بند بر روی انداختن و چادر به سر کردن در این دوران رواج یافت.پاره ای از زنان که گاه بر اسب می نشستند و یا تیر اندازی می کردند، درزمان پادشاهی طهماسب این آزادی را هم از دست دادند زیرا به فرمان شاه و در ماده شصت و سوم قانون آمده بود که«در هیچ قسمت زن بر اسب ننشیند و اگر ضرورت اقتضا کند، تا ممکن باشد بر زین سوار نشود و لجام به دست نگیرد»2
در د وران شهریار ی شاه عباس از میزان این اسارت و خانه نشینی تا اندازه ای کاسته شد. جز زنان درباری و بزرگان کشور که بایستی در خانه می ماندند و جز به هنگام نیاز خارج نمی  شدند، زنان طبقات مختلف آزادانه به کوی و برزن می آمدند. گاه که جشن و سروری در شهر بر پا بود، شبی ویژه زنان بود که آنها بتوانند به دیدن آتش بازی و جشنها ی خیابانی بروند. در آنشب مردان حق شرکت و همراهی با زنان را نداشتند و اگر مردی در سر راه زنان دیده می شد، بیدرنگ به هلاکت می رسید. از سال 1018 هجری شاه عباس دستور داد که روزهای چهارشنبه در هر هفته زنان بتوانند آزادانه در چها باغ اصفهان و پل سی و سه چشمه با روی گشاده و بی نقاب تفریح کنند.3 روشن است که در آنروز این قسمت شهر از وجود مردان بایستی خالی بود.
بیشتر آگاهی واسنادی که از زندگی زنان در دروران صفویه در دست است درباره زنان اشراف و درباری و خانه نشین است. از زنان هنرمند و دانشمند نامی در دست نیست. تنها یکی از جهانگردان ایتالیائی به نام «پی تیر دولا واله» از هنر اسب سواری وتیر اندازی آنهم در بین زنان درباری نه توده زنان طبقات مختلف چنین یاد می کند:«زنان حرم شاه در تیر اندازی بسیار ماهرند...اگر تنها با شاه باشند، با کمال چابکی و مهارت بر اسب می نشیند و با شمشیر و کمان به شکار می پردازند...هر وقت شاه همراه حرم بود، زنان بر اسب می نشینند و روبند خود را بالا می زدند و با روی گشاده حرکت می کردند و شاه می گفت و می خندید. اما اگر شاه خود همراه حرم نبود، زنان را در کجاوه هائی که به پشت استر یا شتر گذاشته می شد، جای می دادند...فرمان شاه این بود که چشم نامحرمی نبایستی به روی زنان حرم افتد، و اگر مردی بر سر راه ایشان دیده شود باید او را بیدرنگ بکشند.»4
بدین روی همه توانایی جسمی و هوش واستعداد ذاتی زنان خاموش مانده و زمان را با تنبلی وخانه نشینی می گذراندند. این اسارت تا به جایی می رسید که شاه کنیزکان خود را به مردان می بخشید. با این همه، گاه تاریخ از نام زنی با سیاست به نام پریخان خانم دختر شاه طهماسب یاد می کند. این زن، با نفوذ و سیاست چشمگیری توانست درتصمیم گیریهای سیاسی پدروسران ایلها شریک باشدو در روی کار آمدن سلطان محمد خدابنده نقش مهی را اجرا کرد. شوربختانه پریخان خانم مورد حسادت و دسیسه های همسر سلطان محمد به نام مهدعلیا قرار گرفت و سر را در این راه از دست داد. به فرمان مهد علیا او را کشتند سرش را با موی خون آلود بر دروازه قزوین به تماشای مردم گذاشتند. در چنین اجتماعی چگونه زنان می توانستند به رشد علمی وسیاسی برسند؟ مهدعلیا نیز بازده دسیسه های خود را دریافت کرد و سران ایلاتی که از او ناراضی بودند روزی به حرم تاختند و سر او را از تن جدا و دارئی او را به غارت بردند.پیش از جنگ دوم جهانی و سوزاندن قوم یهود به دست هیتلر، در ایران در دوران صفوی انسان سوزی به شدت اجرا می شد. نمونه بارز این ماجرا را در زمان زمامداری شاه عباس دوم می خوانیم. او هوش و عقل در برابر مستی از دست می داد و به کار های غیر انسانی و دردناک دست می زد.
داستانهای فراوان از سوزاندن شهروندان و زنان بیگناه در کتابهای جهانگردان و سفیران آمده .«کاردی» می نویسد:
« شاه روزی فرمان داد سه تن از زنهای حرم را زنده زنده در آتش بیفکنند، جرم این سه زن این بود که شاه به آنان شراب داده و آنان از خوردن شراب امتناع کرده بودند.»3
تاور نیه نیز سوختن زنان را با این داستان آغاز می کند: روزی شاه به خواجه باشی دستور داد که یکی از زنهای مورد علاقه اش را بسوزاند. خواجه باشی به این امید که عشق فراوان شاه به این زن ممکن است او را پشیمان کند، به این کار دستنزد. فردای آنروز هنگامیکه شاه از خواجه باشی از حال زن پرسید، جواب داد که کار را امروز انجام خواهد داد. شاه فوراً دستور داد که خواجه باشی را در آتش بسوزانند و آن زن را بخشید.
هر زنی که از فرمان پادشاه سر باز می زد، به آتش کشیده می شد. تاورنیه در جای دیگر می نویسد:« سه زن از زنان حرمسرا نیز که از فرمان شاه سرباز زده بودند به وسیله خواجه  سرایان حاضر شدند و چون زمستان بود و آتش بسیاری در پیش پادشاه افروخته بودند، حکم کرد تا آن بیچاره ها را در همانجا به آتش انداختند و سوزانیدند، بعد شاه رفت و راحت خوابید.»4
ستم دیگری که بر زنان صفویه می رفت کشتار نوزادان پسر آنها بود. در حرمسرای شاهان صفویه اگر زنی فرزند پسری به دنیامی آورد، به این انگیزه و بهانه که نوزاد در آینده جانشین شاه خواهد شد، بیدرنگ او را می کشتند. هر گاه زنی ازقربانی شدن نوزاد پسرش زبان به شکوه می گشود و یا از دستور شاه خود داری می کرد، جان خود را ازدست می داد.
در این راستا سانسون می نویسد:
«...صدر خاصه *در ایران به قدری مورد احترام است که سلاطین دختران او را به عقد ازدواج خود در می آوردند. آخرین صدر خاصه، در زمان سلیمان صفوی، خواهر شاه را خواستگار ی و به ازدواج خود در آورد، و شاه نیز با خواهر وی عقد زناشوئی بست. اما عظمت مقام صدر که بالاترین مقام روحانی کشور می باشد، مانع آن نبود که شاه تمام اطفال ذکوری را که از ازدواج با خواهر صدر به وجود می آید به قتل نرساند...اگر زنان شاه قصوری در خبرکردن خواجگان برای خفه کردن فرزندانشان داشته باشند، خود جان را در این سهل انگاری از دست می دهند.»5

1- سیاحتنامه شاردزنان حرمسرا ی شاهان صفوی بهترین هدیه شاهانه به امراء و روسای کشور های دیگربودند. آنگاه که شاه از زنی خسته می  شد، او را پیش کش می کرد. زنیکه از دربار هدیه می شد در گزینش سرنوشت آینده خود و یا انتخاب همسر نوین هیچگونه آگاهی و حقی نداشت وهمانند اسیری به فرمان و اراده شاه به دربار و خانه دیگری رهسپار می شد. افزون بر این بایستی سوگند یاد می کردکه ازاسرار حرمسرا وروابط خود با شاه هرگز با دیگری سخنی به میان نیاورد. این بخشش های شاهانه ، فراگیر زنان باردار شاه نیز می شد. فلسفی می نویسد:
«یکی اززنان حرم را به امام قلی خان امیر الامرای فارس داد(شاه عباس) . این زن هنگامیکه به خانه خان فارس رفت سه ماهه آبستن بود و پس از شش ماه پسری به دنیا آورد که فرزند امام قلی خان معرفی شد! ولی در حقیقت پسر شاه بود و وجود او در آغاز سلطنت شاه صفی( پسر شاه عباس)، موجب کشته شدن امام قلی خان، فرزندان و بستگان وی گردید. این پسر صفی قلی خان نام داشت»2
زناشوئی ناپایا یا گذران ( صیغه یا متعه) نیز رسم بود و رواج داشت. در اینگونه زناشوئی مرد می تواند با پرداخت پولی، زنی را برای چند لحظه یا چند سال به پیوند زناشوئی خود در آورد. زنی که با این آیین به زناشوئی تن در میداد، از هیچگونه ارث و یا دارائی شوهر برخوردار نبود و این پدیده راه را برای دستیابی مردان نیز به زنهای بیشتر با تعهد و مسؤلیت اجتماعی و مذهبی کمتری بازتر می کرد. بدین روی مردان ثروتمند و بی نیاز افزون بر چند زن عقدی می توانستند چندین زن را با این ویژگی اجتماعی در اختیار داشته با شند. راوندی می نویسد:
«متعه که در ایران و ممالک شیعه مذهب معمول است در آغاز اسلام نیز رواج داشت. ولی بعد ها علمای اهل سنت این عمل را ممنوع شمردند. به موجب مقررات شرعی، در مقابل مبلغ معینی، زن برای چند دقیقه و یا چند سال در اختیار مرد قرار می گرفت. در قرن اخیر ، در نتیجه تحریم بردگی و از بین رفتن غلامان، چون صیغه بسیار سهل الحصول است و از طرفی زن صیغه ای از مزایای ارث و غیره استفاده نمی کند، این تمتع نیز مورد توجه طبقات مرفه قرار گرفت، و غالباً مردان متمول غیر از زنهای عقدی، یک یا چند زن زیبای صیغه در اختیار داشتند، زن صیغه پس از جدائی مرد، تا چهل روز حق ندارد با مرد دیگری نزدیکی کند.»3
زنان شاهان صفوی بیشتر از کشور های مختلف و دور دست به حرم وارد می شدند.امیران، نزدیکان شاه، فرمانروایان گرجستان ، ارمنستان، تاتار و چرکس *این دختران را برای راه یافتن به دربار، به شاه ارمغان می دادند و بیشتر زنان صیغه ای شاه از میان آنان انتخاب می شدند. وارد شدن به حرم شاه افزون بر سر بلندی خود زن ، برای خانواده آنها نیز راه پیشرفت و ترقی را باز می  کرد. بدین روی بیشتر بزرگان و اشراف می کوشیدند تا دختری از خانواده خود را به حرم شاهی رهسپار کنند. روشن است که همه این ارمغان ها افتخار همخوابگی با شاه را نداشتند و گاه چندی از آنها ندیمه و همدم همسران عقدی شاه بودند و یا به خدمتکاری می پرداختند. اولئار یوس سفیر دوک هلشتاین که در زمان شاه صفوی به ایران آمده می نویسد:
«شاه صفی غیر از زنان قانونی، سیصد زن غیرعقدی در دربار خود گرد آورده بود، زیرا عمال او از اعزام هیچ زن زیبائی به دربار شاه خودداری نمی کردند. بزرگترین حکام و فرمانروایان آن دوران، زیباترین دختران خود و یا بستگان خویش را به پیشگاه شاه می فرستادند...ارامنه، که از اعمال مخفی شاه بیم داشتند، برای نجات از این مخاطره، دختران زیبای سرزمین خود را قبل از سن 12 سالگی به عقد اشخاص مورد نظر در می  آوردند، شاه فقط یک شب را با یکی از این زنهای زیبا می گذراند و سپس آنها را به یکی از فرامانروایان و یا بزرگان دربار می بخشید.»4
نامزد کردن دختران برای پسران در کودکی و یا در زاد روز آنان رسم دیگری از پیوند های زناشوئی بود. و گاه پدر به جای پسر همسر اینگونه دختران می شد، حسن آزاد می  نویسد:
«...دختر خان احمد گیلانی را زمانیکه صفی میرزا پسر شاه عباس هنوز بیش از سه سال نداشت برای وی نامزد کرده بودند. وقتیکه این دختر به سن نوجوانی رسید، شاه عباس به این بهانه که پسرش آن دختر را دوست نمی دارد در سال 1011 هجری او را برای خود عقد کرد و بدین ترتیب دختر ی را نیز که قرار بود در آینده عروس او شود به داخل حرمسرای خویش برد.»زنان حرمسرا به راحتی نمی توانستند در معابر رفت و آمد کنند مگر در روزهای معین طبق مقررات ؛ خروج آنها از حرم دلایل متعددی داشت. مثلا برای گردش در شهر، سفربا شاه و رفتن به شکارویا هنگام هدیه شدن به مردی دیگر که همه با تشریفات صورت می گرفت.
خروج زنان برای تفریح در روزهای خاصی انجام می شد. گفته می شود در اصفهان، روزهای چهارشنبه بانوان حرمسرا درچهارباغ و سی و سه پل بی نقاب گردش می کردند در آن ساعت هیچ مردی حق عبور از آن حوالی را نداشت وسه روز در سال هم مختص گردش شاه با زنان و دختران حرم در بازار بود که مردان در خانه می ماندند و همسرانشان در دکان با آرایش و زینت می نشستند.3
از دیگر تفریحات زنان حرم رفتن به شکار همراه شاه بود که اگر شاه با سرداران و بزرگان شکار می کرد، زنان در جایگاه مخصوص خود که از آنجا همه شکارگاه دیده می شد می نشستند و فقط تماشا می کردند. در غیراین صورت خودشان سوار بر اسب با تیرو کمان یا تفنگ در کنار شاه به شکار می پرداختند.
مسافرت زنان نیز یا به قصد تفریح بود یا به دلیل تقدیم شدن به حکام نواحی دیگر، که در هر دو صورت تشریفات جابه جایی مشابه بود.
هنگام سفر زنان یک گروه تفنگ دارچند ساعت قبل، همه مردان را تا یک فرسنگی جاده محل عبورحرم دور می کردند. این گروه که قرقچی نام داشتند ، درست دو ساعت قبل از حرکت زنان دوباره به همان محل بازگشته و با شلیک تفنگ آخرین اخطار را به مردم می دادند.
هنگام سفربا شاه ، زنان در کجاوه ها روی شتر می نشستند. دنبال این کاروان دسته ای بنام یسقچی حرکت می کردند و درانتهای کاروان مانع نزدیک شدن عابران به کجاوه ها می شدند.
در جلوی حرم نیز خواجه ها مردم را از عبور حرم مطلع می کردند و سوار بر اسب با چوبدستی به سر کسانی که هنوز آن اطراف بودند می زدند.اگر عابری به یکی از کجاوه ها نزدیک می شد، مجازات سختی می دید. او را روی شکم می خواباندند و با ضربه های چوب تنبیه می کردند و یا او را می کشتند.
سفر دیگر زنان هنگامی بود که توسط شوهر، شوهر داده می شدند! شاه زنانی را که نمی پسندید به دیگران هدیه می کرد.هنگام سفر، آنها در کجاوه می نشستند ، این کجاوه محفظه ای داشت حاوی اسباب و اثاثیه زن از جمله بالش، تشک ، لباسها و جواهرات که جهیزیه اش محسوب می شد

5













امضای کوروش بزرگ ای تبر زن این درخت کهنه تاریخ من است/این وفور ریشه از آیین نیک من است/زخم تیشه های تو بر خاک این دل نشست/رحم کن آخر تبرزن قلب ایرانم شکست
۱۳۹۱/۳/۱۲ ۱۳:۳۰
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 

بروزرسانی موضوع ( برای بروز رسانی کلیک کنید ) My-BB.Ir

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  معماری صفویه کوروش بزرگ 0 192 ۱۳۹۱/۹/۲۵ ۰۷:۳۷
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
  تهران در عصر صفویه کوروش بزرگ 0 146 ۱۳۹۱/۹/۲۵ ۰۷:۲۸
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
  صوفی گری در دوره صفویه؛ نردبانی برای قدرت کوروش بزرگ 0 149 ۱۳۹۱/۳/۱۲ ۱۴:۵۸
آخرین ارسال: کوروش بزرگ
  نبردهای شاهان صفویه با امپراطوری مخوف عثمانی کوروش بزرگ 0 663 ۱۳۹۱/۳/۱۲ ۱۳:۴۱
آخرین ارسال: کوروش بزرگ

    کاربران در حال بازدید از این موضوع : 1 مهمان
پرش به انجمن:



سهند را دنبال کنید
درباره سهند
تبادل لینک



کیبوردکيبورد پارسی برای دوستانی که امکان تايپ پارسی ندارند
توجه كپي برداري از مطالب سايت بدون ذكر منبع ممنوع مي باشد


اگر سایتی با پیج رنک 2 به بالا دارید میتوانید با ما تبادل لینک کنید .

mail ایمیل مدیریت سایت : [email protected]
mob پیامک همراه جهت پیامک : xxxxxxx - 0936